خلاصه کتاب:
او گرگی بود که خانوادهام برای شکار من فرستادند. چون نمیخواستند کس دیگری شکارم کند، به او اجازه دادند هر بلایی خواست سرم بیاورد، تا مرا به خانه برگرداند...
خلاصه کتاب:
داستان از دوستی سادهی نیاز، دانشجوی معماری، با کسرا آغاز میشود. کسرا مردی سختگیر و بدگمان است که حتی پس از ازدواج، شکهایش نسبت به نیاز پایان نمییابد. در نهایت، نیاز خانه را ترک میکند و سرنوشت تازهای در انتظارش است.
خلاصه کتاب:
در کوچهای قدیمی و بنبست، پشتبام کاهگلی خانهشان میزبان قرارهای مخفیانه شد؛ با همان پسری که روزی دشمنش بود و به چشمش جوجه اردک زشت جلوه میکرد.
خلاصه کتاب:
من سالهاست که احساساتم را خاموش کردهام؛ شادی و غم را به سکوت واداشتهام. دلتنگیها را با فریاد بیصدا پاسخ دادهام و عشق را با بیرحمی راندهام. سکوت تلخ را پذیرفتهام، لبخند را حرام کردهام و امید را نادیده گرفتهام. درونم فریادی بیصداست؛ پر از تمنا و بیپناهی.
خلاصه کتاب:
کیا و آوا آغازشان را با دیداری کوتاه و بیادامه شروع میکنند. اما چند هفته بعد، تماس آوا، پیشنهادی تازه و غیرمنتظره را پیش پای کیا میگذارد. آنچه در ابتدا قراردادی بیتعهد است، در عمل به مسیری عاشقانه و پر از اتفاقهای پیشبینینشده بدل میشود.
خلاصه کتاب:
آی نور دختر نویسنده ای که با شخصیت های کتاب هایش زندگی می کند شخصیتی را خلق می کند که آن را در وجود استادش می یابد... آی نور در پس اتفاق وحشتناکی که برایش رخ داده اشک و غم مهمان دل و جانش شده و مادرش را نگرانکرده .... آرمان پسر حاج مطیب به دنبال تصاحب آی نور و ماجرایی که با رسیدن به موقع استاد فروتن، ناکام می ماند و ...
خلاصه کتاب:
سه تا دوست سه تا خواهر سه تا دوست واقعی و صد البته شیطون این سه تا دوست باهم توی یه خونه زندگی میکنن اما....
سه نفر دیگه بهشون اضافه میشن که باهم شیطونی کنن و دنیارو با خنده هاشون بترکونن.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمانسرا " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.