خلاصه کتاب:
اوینا از کودکی احساس میکرد خواهرش با دیگران فرق دارد. پس از مرگ مشکوک او، همه گفتند که خودکشی کرده، اما اوینا نمیتواند این را بپذیرد. سفر به کردستان و دیدار با اقوام، او را با گذشتهای روبهرو میکند که پر از رازهای ناگفته است. آشنایی با پسری که به نظر میرسد چیزی از آن روزهای تاریک میداند، اوینا را به مسیر تازهای میکشاند.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمانسرا " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.